سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

351

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

گفت : آيا در دينمان متحمّل ذلّت شويم « 51 » ؟ ! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : « از اطراف من پراكنده شويد « 52 » ، آيا مىخواهيد پيمان خود را بشكنم ؟ من به آنچه با آنها نوشتهام وفا خواهم كرد . اى سهيل دست ابو جندل را بگير » . سهيل هم او را گرفت و با غل آهنين محكم بست . ولى خداوند عاقبت كار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را خير و درستى و هدايت و عزت و فضيلت قرار داد . اعتراض و انكار عمر در غدير خم ( 1 ) عمر بود كه در روز غدير خم وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرا براى ولايت نصب كرد « 53 » ، او و رفيقش ( ابو بكر ) با هم گفتگو كردند . او گفت : « در اينكه كار پسر عمويش را بالا ببرد هيچ كوتاهى نمىكند » . و ديگرى گفت : « در اينكه بازوى پسر عمويش را بلند كند هيچ كوتاهى نمىكند » . همچنين در حالى كه من منصوب شده بودم به رفيقش ( ابو بكر ) گفت : « اين واقعا كرامت و بزرگى است » . رفيقش با تندى به او نگاه كرد و گفت : « نه به خدا قسم ، ابدا اين سخن او را گوش نمىدهم و از او اطاعت نمىكنم » . سپس به او تكيه داد و با تكبّر به راه افتادند و رفتند . خداوند هم بعنوان وعيد و منع او در بارهاش چنين نازل كرد : فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى ، وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى ، أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ، ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى « 54 » ، « نه تصديق كرد و نه نماز خواند بلكه تكذيب كرد و پشت نمود . سپس با حال تبختر نزد اهل خود رفت . دورى از خير دنيا براى تو باد ! دورى از خير آخرت براى تو باد » !

--> ( 51 ) در « ج » اضافه كرده : تا آنجا كه افراد لشكر اطراف پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جمع شدند و گفتند : « آيا در دينمان ذلت متحمل شويم » . ( 52 ) « ب » و « د » : او را از نزد من بيرون كنيد ، آيا مىخواهى پيمان خود بشكنم ؟ ! ( 53 ) « ج » : ولايت مرا اعلان كرد . ( 54 ) سورهء قيامت : آيات 31 تا 35 . آيهء « أَوْلى لَكَ فَأَوْلى . . . » در روايت عيون اخبار الرضا عليه السّلام : ج 2 ص 39 به صورت بالا معنى شده است .